هانی مخترع کوچولو

يه روز خوب محل كار ماماني![]()

از خدامه با ماماني برم شرکت
اونجا کنار همکاراش حسابي بهم خوش ميگذره
سعي ميكنم پسر خوبي باشم كه ماماني از دستم ناراحت نشه و منو هميشه با خودش ببره ![]()

اين كاكتوس ها رو ببينيد خيلي نازن ![]()

فقط اين این سری دستگاه واكس زن برقي از دستم در امان نبود![]()
اونقدر واكس زدم كه دستگاه از عصبانيت دود كرد![]()

مثل هميشه سه سوته با آدما رفيق ميشم
اينم از رفيق جديدم راننده سرويس![]()

ميدونيد اينا چيه ؟ اشتباه نكنيد اينا زباله نيستن
من همه اينها رو از بيرون و حتي توي راه مدرسه جمع ميكنم ميارم خونه![]()
اينا اسباب بازي هاي جديد من هستن و به خودم لقب مخترع دادم و از چيزهاي دور ريختني كلي كاردستي هاي قشنگ درست ميكنم


ولي نميدونم چرا بقيه بهشون ميگن زباله و از اينكه من اينا رو جمع ميكنم كلافه ميشن![]()

جديدا به سيارات و فضانوردی علاقمند شدم و كلي كتاب در اين رابطه تهيه كردم

وقتایی که توی مدرسه یا خونه خیلی خیلی خوب باشم مامان و بابايي برام جايزه ميخرن![]()

اينم جايزه قشنگ من![]()

اينم عكس لو رفته از آقا انس كه دزدكي رژ لب زده ![]()
![]()

و اما من و باباي مهربونم
پارک سد بستانو



هانی مخترع کوچولو
